Monday، May 05، 2008

این یک اعتراف سنگین است!

جدیدا اینجوری شدم که تو جمع‌ها اکثر بحث‌هایی که واسه همه به شدت جالب و جذابه، به شدت به نظرم بی‌اهمیت و مسخره می‌آد! بعد کلا چند وقته جهان ذهنی‌ام به شدت دورتر و یه جای دیگه تر از این بحث‌ها و جذابیت‌هاست! بعد از دور نگاه می‌کنم به کارای ملت و خیلی نارسیسانه به خودم می‌گم خب بریم سر کارای خودمون! بعد اینه که کلا شرکت کردن تو بحث‌ها و همراهی کردن تو اتفاقات وبلاگیم هم نمی‌آد! حالا گیرم که سر اون ماجرای روایت زنانه یک ساعت و نیم با زهرا بحث کرده باشیم یا سر این تی‌آی‌ها و پی‌آی‌ها کلی خندیده باشیم!
می‌گم یعنی واسه اینه چند وقته اینجا انقدر کم می‌نویسم.

1 نظرات:

عليرضا گفت...

در مورد اون قسمتِ جهانِ ذهنيِ «دورتر»، با احسان يه مشورتي بکن. شايد همکار بخواد!
بعدش هم اين يه مرحله‌س که همه‌ي آدما دچارش مي‌شن. بعدش هم مي‌فهمن که همچين خبري هم نبوده...