این ماجرای اون قسمت مرد هزار چهره ی مدیری که تاخته بود به روشنفکرها و هنرمندها به نظر شخص من از شاهکارهای این سریال بود. حالا اینکه چی شد یه عده ای اصلا به مذاقشون خوش نیومد رو هم می تونم بفهمم. تصور کنید این حرفها رو نه مهران مدیری به واسطه سیمای جمهوری اسلامی که یکی از نویسندگان روشنفکر در قالب یه نمایشنامه می نوشت. اون وقت چقدر پذیرفتنش آسون تر بود. همیشه انتقاد خودی از خودی قابل پذیرشه. اما وقتی یهو یه مهران مدیری می آد این حرفا رو می زنه ...
فکر نمی کنم کسی باشه بتونه انکار کنه که وضعیت هنرمندها و روشنفکرهای ما غیر از اینه. دور و برمون چند تا از این تیپ ها هست که تا بهشون می رسی می گن من از تحصیلات آکادمیک متنفرم؟ تو این محافل ادبی و هنری مگه جز تایید و به به چه چه اتفاق دیگه ای هم می افته؟ که اگه می افتاد و فضای نقد و تفکر خدای نکرده حکم فرما بود جز این بود وضعیتمون.
تکمیلیه: بیایید کمی مباحثه کنیم!
کامنت خیلی خوبی علیرضا گذاشت. آیا مشکل عمده ی مملکت ما همین است؟ من فکر می کنم اگر مشکل عمده نباشد، یکی از مشکلات عمده اتفاقا همین است.
اگر روشنفکران ما اهل تعقل باشند نه اهل تظاهر، اگر دانشجویان ما اهل تفکر و نقد و مباحثه باشند نه اهل بت ساختن از اساتیدشان، آن وقت شاید دیگر ملت گوسفندوار دنبال یک احمق راه نیافتند.
تند می روم؟
از زبان شهید
3 چند هفته قبل