Thursday، July 24، 2008

1. بی‌صداترین موجود ِ کلاس یهو بی‌ربط ازم می‌پرسه: اگه یکی خونریزی مغزی کرده باشه و از گوشش خون بیاد، یعنی مرده؟ هاج و واج براش توضیح می‌دم که نه لزوما. وسط مکالمه‌ها با جدیت می‌گه: I love to drive !

2. لبخندهای غلیظ و بعدش این سوال که: شما از دوستای دانشگاه عروس هستین؟ مممم نه! پس از دوستای قدیمیش هستین؟ خب نه اونقدرا !
ولی واقعا چه جوری می‌شد توضیح داد که من از دوستای وبلاگی عروس هستم؟!

3. محض خالی نبودن شماره سه!! زندگی رو دور ِ تند رفته است دوستان!

Sunday، July 06، 2008

اسپم نامحسوس!

خیلی بامزه است!
اولش اینجوری بود که در عرض دو روز پنج تا ایمیل از شیرزنان اومد که سایت به روز شده و اینا! بعدش دوستان یکی یکی شروع کردن به reply all کردن ایمیل مربوطه که لطفا ایمیل من رو از لیستتون بردارید. یکی دو تا سه تا ... روزی ده تا ایمیل اینجوری رو دوستان با بی‌دقتی تمام reply all می کردن و در نتیجه برای همه ی اون لیست می‌رفت! بعد کم کم دوستان عصبانی‌تر شدن و لب به اعتراض گشودن که چراااا ایمیل حذف اسمتون رو برای من فرستادید؟ من هیچ کاره‌ام! بعد باز روزی ده تا ایمیل اینجوری می‌اومد!! بعد الان دیگه کار به جایی رسیده که یه سری دیگه از دوستان شروع کردن به تولید اسپم با این محتوی که بابا چقدر عصبانی هستید انقدر ایمیل نزنید که ایمیل من رو بردارید از سایت، خب چند روز صبر کنید شیرزنان سیستمش درست می‌شه دیگه ایمیل نمی‌آد!! روزی ده تا هم اینجوری ... یعنی یه سیستمی نامحسوس تولید اسپم شروع شده و افتاده رو دورِ باطل و تمومی نداره!