Thursday، February 19، 2009

ما ملت خاطرات، ملت گذشته، ملت نوستالژیا

همیشه پای تلویزیون به کانال‌های آذرباییجانی خندیده‌ام که مدام دارند درباره گذشته و روزگار خوش حیدر علی‌اف و آن روزها و ... حرف می‌زنند. همیشه ته دلم گفته‌ام که اینها انگار اصلا «حال» سرشان نمی‌شود. همش دارند نوستالژی می‌فشانند و خاطرات گذشته را نشخوار می‌کنند. همیشه هم با این جمله کانال را عوض کرده‌ام که بس است دیگر دست بردارید.

حالا حکایت این روزهای فیس بوک ایرانی خودمان است. اصلا می‌دانید، ما ملل جهان سومی ِ شرقی ِ احساساتی همش توی گذشته سیر می‌کنیم و خاطرات خوش را مال "آن روزها" می‌دانیم. کم کم به این نتیجه رسیده‌ام که خب اشکالی ندارد، مدلمان اینجوری است دیگر.

فیس بوک از وقتی به سلامتی از فیلتر در آمد جذابتر و دوست داشتنی‌تر شده است. به مرور ایرانی‌های بیشتری در آن عضو می‌شوند و با توجه به روحیات و علایق؛ صفحه‌ها و گروه ها و امکانات مختلفی می‌سازند و برای هم می‌فرستند.

اما آنچه مرا به گذاشتن آن تیتر و نوشتن این نوشته واداشت، تمایل روز افزون ما، کاربران فیس بوک به زنده کردن آنچه در بچگی و نوجوانی داشتیم، است. این روزها صفحه‌هایمان پر است از عکس‌ها و اعلام عضویت در صفحه‌های علی کوچولو و مدرسه موش‌ها و مخمل و لولک بولک و زبل خان تا حتی آدامس خرسی و لابد به زودی هم آلوچه کثیف آقایان دریانی و آلاسکا!!

خلاصه غرض از این حرف‌ها توصیف وضعیت و نشان دادنش به خودمان بود و در نهایت پذیرش آنچه هستیم. دیگر تصمیم خوب یا بد بودن و لزوم یا عدم لزوم تغییرات بماند.

0 نظرات: