آقای پیشلر نگاه کن من دستانم میلرزید وقتی دکمه Send که البته توی GMail من Senden است را زدم. آقای پیشلر ببین من نامه را با کلی بالا و پایین نوشتم، همین جوری نبوده نوشتن آن نامه. آقای پیشلر من کلی توی رد پاهایی که از شما داشتم گشتهام تا همان کلمات شما را استفاده کنم، بعدش کلی ویرایشش کردهایم دو نفری، بعدش دادهام به معلمم که غلطش را بگیرد و انقدر نامه خوبی بود که فقط یک ویرگول غلط داشت. آقای پیشلر میبینی که من زحمت زیادی کشیدهام و حقام هم هست که خیلی مودبانه طلب کار باشم. شما هم که به سلامتی تازه از مسافرت آمدی. ان شاءالله هم که خوش گذشته است. حالا بیا و خوبی کن آن پرونده رمزآلود من را که نمیدانم چرا دوبار دوبار بررسیاش کردی، پیدا کن، یک جواب شیرین برای من بنویس و دکمه Senden را بزن! آقای پیشلر نمیدانی چشم انتظاری یعنی چه ... دست و دل لرزیدن یعنی چه ... کلا یعنی چه ...
ستمستیزی طبقاتی ما
5 چند ماه قبل
0 نظرات:
ارسال يک نظر