دوشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۱

به مناسبت سالروز تولد سهراب سپهري :
«تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي، همت كن
و بگو ماهي‌ها حوضشان بي‌آب است.»
سهراب سپهري ـ شاعر معاصر ـ در پانزدهم مهر ماه سال ‌١٣٠٧ در شهر قم به‌دنيا آمد. او تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش و دوره‌ي متوسطه را در كاشان سپري كرد و سپس رهسپار تهران شد و در هنركده‌ي نقاشي دانشگاه مشغول به تحصيل شد...
...اين شاعر و نقاش معاصر، سرانجام در اول اردبيهشت‌ماه سال ‌١٣٥٩ به ديار باقي شتافت و در امام‌زاده سلطان علي‌محمد باقر )ع( واقع در مشهد اردهال ـ از توابع شهرستان كاشان ـ به خاك سپرده شد.
رضا براهني در كتاب ”طلا در مس” معتقد است : «بايد شعر سپهري را آن‌هايي بخوانند كه هرگز تفنگ نديده‌اند، جنگ نديده‌اند، گرسنگي نكشيده‌اند، يتيم نشده‌اند، بايد شعر سپهري را گوزن‌ها و آهوهايي بخوانند كه هرگز دچار دام نشده‌اند، هرگز صداي گلوله‌اي را كه از تفنگ صياد صفير مي‌كشد و جنگل را در خون مي‌غلطاند، نشنيده‌اند » ...
منبع: خبرگزاري دانشجويان - ايسنا
اینهایی که نوشتم گلچینی بود از مطلب ایران اکتور به همین مناسبت ، ولی بدجوری خورده تو ذوقم آخه یعنی این آقاهه (آقای رضا براهنی) می‌گه که سهراب از روی شکم سیری شعر می‌گفته ؟ سهراب نه تفنگ و جنگ دیده بوده نه از گرسنگی و یتیمی چیزی می‌دونسته ؟ یعنی سهراب غیر آدمیزاد بوده و هیچ غمی نداشته ؟
نه من نمی‌تونم با این عقیده موافق باشم و این حرف‌ها رو باور کنم چرا که اگه اینطوری بود سهراب هیچ وقت نمی‌گفت :
زندگی سیبی است گاز باید زد با پوست .

هیچ نظری موجود نیست: