جمعه، خرداد ۱۶، ۱۳۸۲

والله آدم (!) می آد اینجا نظرها رو می بینه لینک های جدید رو می بینه روش نمی شه بگه حوصله ندارم بنویسم !!! پس می نویسه :
1. ارتحل- یُرتحل- ارتحال ، خب مگه چیه؟ کلاس عربی داشتم!
2. امروز یه صحنه ی باحال دیدم !! یه پیرمرد تپل از اینها که کله شون تاسه تاسه !! با یه عینک گنده ی زره بینی از اینا که پشتش کش بسته که از رو صورتش نیفته !! وایستاده بود زیر یه درخت داشت با برگهای درخت بینی محترمش رو پاک می کرد !! احتمال صد و نه درصد قبلش مشغول عملیات فینیشن بوده !!---> فین +ation
3. گفتم پیر مرد ! یاد یه چیزی افتادم آبکشی هاش صلوات !! آقا ما مخلصیم به خدا !!! این قضیه ی بک گراند وبلاگ ما مثل دفعه ی پیش داره معضل می شه ! برید ببینید اینها چی نوشتن ! خوشمان آمد نظر شخصی بنده اینه که این سایت به دست یک سری بلاگر معلوم الحال گردانده می شه به سردمداریه یک بلاگر معلوم الحال دیگه !! من از همینجا اعلام می کنم که جهت فروش اخبار سری حاضرم باهاشون وارد مذاکره بشم !!!
4. راستی به علت حساسیت فصلی و سرفه های شبانه ی دهشتناک (!) دکتر برام روزی یه لیوان شربت اکسپکتورانت تجویز کرده !!! به جان عزیزم اگه دروغ بگم !
5. هیچ شده فیلمHours دیونه ات کنه ؟!! با اون فلش‌بک های محشر و مونتاژ عالیش .
6. وبلاگ رویای من که این هوا هم باحاله چند وقت پیش یه جمله ی این هوا باحال تر نوشته بود :
رو درخت گلابی حياتمون
يه کرگدن نشسته
غصه نخور کرگدن
تو هم يه روز می پری
!!!!

هیچ نظری موجود نیست: