دوشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۲
Mana
امروز تو اتوبوس یه خانم چادری دیدم که پوشیه زده بود به نظرم اینجور آدم ها بیشتر جلب توجه می کنن تو جامعه ای که پوشش بیشتر خانم ها مانتو روسریه یه خانم چادری با پوشیه خب معلومه که خیلی تو چشم می زنه ، من خودم تو اتوبوس داشتم چشم این خانمه رو در می آوردم انقدر نگاش کردم ! رو صندلی دو نفره ی اتوبوس هم یه جوری نشسته بود که کسی نتونه کنارش بشینه انقدر دوست داشتم برم ازش بپرسم که منطقش برای اینجور پوشش چیه ، خب اسلامشون هم گفته که گردی صورت حالا نهایتش می تونه رو بگیره نه دیگه پوشیه ی مشکی ، مگه اینجا افغانستانه !
امروز دیگه داشت اشکم در می اومد از بس به خاطر دکمه ی پایین مانتوم متلک های کلف شنیدم ! خب مانتوی من از اولی که پوشیدمش همینجوری بود ولی متلک هایی که امروز شنیدم بیشتر از کل این چند ماه بود! اصلا از اینکه دارم تو خیابون راه می رم احساس گناه می کردم !! دیگه دلم می خواست همه ی مردها و پسرهای ایرانی رو با همین دستهام خفه کنم !
منم شدم متخصص در امور غر زدن ! امروز این همه اتفاق های خنده دار افتاد این همه از صبح هر و کره کردیم منم عدل اومدم همین دو مورد منفیش رو تعریف می کنم !!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر