سهشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۲
Mana
امروز دوستای دبیرستانم رو دیدم (سالی یه بار می بینمشون) هممون توی یه دبیرستان درس خوندیم هممون هم سنیم ولی زندگیامون خیلی با هم فرق می کنه ... یکی از دوستام 2 سال ِ ازدواج کرده یه بچه 5 ماهه داره و داره از شوهر معتادش جدا می شه !! یکی از دوستام 1 سال ِ ازدواج کرده 3 ماه از این 1 سال رو خونه ی باباش بوده و دادگاه و دادگاه کشی داشتن ، پدر پسره رو هم درآورده ! حسابی زهر چشم گرفته و برگشته سر خونه زندگیش !! یکی از دوستام 6 ماهه ازدواج کرده و فعلا ازش هیچ خبری نیست جو شوهر گرفتدش !! یکی از دوستام خوش حاله که مامان دوست پسرش به ازدواجشون رضایت داده !! یکی از دوستام ... خیلی دلم می خواست بهشون بگم فکر نمی کنید یکم خیــلی زوده ؟ حالا این ازدواج کردنه انقدرا هم مهم نیست !
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر