یکشنبه، آذر ۰۲، ۱۳۸۲
Mana
:: یادت هست چه حالی شدم هر بار شنیدم کسی درباره ام گفت ایکس ؟ یادم هست چه حالی شدم هر بار شنیدم کسی درباه ام گفت ایکس ! فرقی نمی کند این روزها هر صدا که می شنوم به گوشم می آید که درباره ام می گویند ایکس . فرقی نمی کند این روزها هر صدا که می شنوم همان حالی می شوم که هر بار که می شنیدم کسی درباره ام می گفت ایکس . فرقش این است که این روزها من هم درباره ی هر کسی می گویم ایکس .
:: شکاک شده ام ! به «شکاک بودنم» هم شک دارم و به «شک داشتن به شکاک بودنم» هم شک دارم و به «شک داشتن به شک داشتن به شکاک بودنم» همین طور شک دارم تا ته شک .
:: من دوست دارد بداند که چه می خواهد بکند که چه دوست دارد بکند که چه می تواند بکند که چه مجبور است بکند که چه باید بکند که کاش این همه ، یکی بود . من دوست دارد بداند اما نمی داند .
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر