
باز شب يلداست :) يلداها رو دوست دارم ، لغت نامه رو كه باز كني جلوي يلدا نوشته درازترين شب سال ، شب چله ي بزرگ زمستان ، آره زمستون ، يلدا يعني زمستون ، يلدا يعني نويد آغاز فصل مورد علاقه ي من فصلي كه من توش به دنيا اومدم فصلي كه ... يلدا يعني ... :)
شب يلدا هم مثل اول مهر و روز تولدم از اون تاريخ هاييه كه پر از خاطره است خاطره ي سالهايي كه دور هم نشستيم انار دون كرديم هندونه خورديم و به مناسبت تولد بابا جشن گرفتيم . يلدا يعني زنگ تلفن كه پشت سر هم براي بابا به صدا در مي آد يلدا يعني برعكس همه بابابزرگ و مامان بزرگ بيان خونه ي ما :)
مثل پارسال نشستم اينجا دارم تايپ مي كنم پارسال همين موقع نوشتم : ‹‹ خودم رو دوست دارم و این بزرگ ترین هدیه ایه که خدا امشب بهم داده ...›› همچنان دارم تايپ مي كنم امسال مي خوام بنويسم : تو و تو رو دوست دارم و اين بزرگترين هديه ايه كه خدا بهم داده ...
يلداتون مبارك .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر