جمعه، آذر ۱۴، ۱۳۸۲


Mana

گفته بودم شبگردي با ماشين و دوست دارم ؟ هنوزم خيلي دوست دارم
شب بود ماشين بود خيابون بود دستت بود شب زده ي ابي بود ؛ خوب بود .

سكوت لحظه هاش هياهوي غمه
به گلبرگ صداش هجوم شبنمه

هیچ نظری موجود نیست: