شنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۸۳
فكر مي كردم به دفتر پناه ببرم از شر وبلاگ رجيم اما به مهمون بازي اين روزها پناه بردم از شر دفتر رحيم !! پريشب پسر دايي 11 ماهه كه كلي شيطون و با نمك ِ و كل خونه رو پشت و رو كرد !! ديشب دوره ي دوستاي بابا و تولد بازي فرورديني ها و يه عالمه خوش گذشتن ، امشب دايي و هومن و زن دايي مريض كه حالش خيلي بهتر بود و يه عالمه با هيجان پاتيناژ نگاه كردن و خوش گذشتن و فردا هم كه مهموني ِ فاطمه ، من و پانيذ و دوستاي دبيرستان ! خدا زياد كنه !!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر