پنجشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۳

گاهي مي شود در تاكسي دوست دارم راه بندان طول بكشد
تا آهنگ بعدي را هم گوش كنم !

بعد از سي ساعت چترم را از خانه ي پانيذ اينها جمع كردم و آمدم خانه

مامان من كه به شوخي بعد از اين همه سال تازه آدرس ازم مي گيرد كه جاي ديگه نروم !
كلم پلو كه من دوست دارم با ليمو و ماست
كوچولوي لپو و مترو بازي و يك عالم خنده
شبانه بلند بلند خاطره تعريف كردن
و روي آب ريختن پته هاي مان براي مامان ِ پانيذ !
آهنگ هاي شهريار و بچه هاي دبيرستان اين بار در ارتفاعات مجموعه ايران !!

هیچ نظری موجود نیست: