skip to main
|
skip to sidebar
...
شنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۳
دارم آهنگ حمیرا می خونم
یهو می گه : مانا خدافظ و گوشی رو می زاره
می رم فین می کنم و بر می گردم
دفتر مشکیه هنوز رو تختم کنار گوشی قرمز ِ بازه
تصمیمم عوض می شه و به جاش اینو می زارم اینجا :
«اصرارت بر جمله ي مهم نيست هم مرا مي خنداند»
هنوزم !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر