وقتهای نداشته ام حتی به وبلاگ نویسی هم نمی رسند !
اول هفته را با آن حسهای ترکیبی چندگانه شروع کردم
که ترکیبی ست از سبکی ، امنیت و چند چیز بی نام دیگر
و بی انگشت پیتزاخوری ، پیتزا خوردن !
وسط هفته رسید به عصرهای پرخنده
یکی از خنده دارترین قسمتهای دایی جان ناپلئون
و چیزکی شبیه مسافرت چند ساعته
هوای خنک ، پرواز یک دسته کبوتر و اذان یک مسجد دور افتاده
اخیرا تصویرها خوب در یادم می ماند
یک جاده ی تارک و من که سعی میکنم از سرعت بالای ماشین نترسم !
اخیرا حسابی دعوایی شده ام ، با افت شدید آستانه ی تحمل
آن مانا که لبخند می زد و فراموش می کرد به رحمت الهی رفت طفلک !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر