جمعه، مرداد ۰۶، ۱۳۸۵

«بشكن طلسم حادثه را
بشكن
مهر سكوت از لب خود بردار
منشين به چاهسار فراموشي
بسپار گام خويش به ره
بسپار
تكرار كن حماسه خود تكرار
چندان سرود سوگ
چه مي خواني ؟
نتوان نشست در دل غم نتوان
از ديده سيل اشك چه مي راني ؟
سهرابمرده راست غمي سنگين
اما
غمي كه افكند از پا نيست
برخيز
رخش سركش خود زين كن
اميد نوشداروي تو از كيست ؟»

حمید مصدق

پ.ن : گفته بودم دلم برای حمید مصدق تنگ شده، نگفته بودم؟

۵ نظر:

ناشناس گفت...

ياد يه جمله از «غروبِ بت ها» افتادم... «نخستين درسِ دانشکده ي جنگِ زندگي: هر آنچه مرا از پا نيندازد، قوي ترم مي سازد»

مجید گفت...

تو به من خندیدی و ندانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت.

اینم یه یادگاری از شاعر محبوب ما -من و تو - و خیلی های دیگه

به مناسبت اینکه اولین باره به خونت سر زدم

خونه نویی دیگه . از این حرفا

ناشناس گفت...

در سحر گاه سر از بالش خوابت بردار!

كاروانهاي فرومانده خواب از چشمت بيرون كن !

باز كن پنجره را !



تو اگر باز كني پنجره را،

من نشان خواهم داد ،

به تو زيبايي را .

بگذر از زيور و آراستگي

من تو را با خود تا خانه خود خواهم برد

كه در آن شوكت پيراستگي

چه صفايي دارد

آري از سادگيش،

چون تراويدن مهتاب به شب

مهر از آن مي بارد .



باز كن پنجره را

من تو را خواهم برد؛

به عروسي عروسكهاي

كودك خواهر خويش؛

كه در آن مجلس جشن

صحبتي نيست ز دارايي داماد و عروس .

صحبت از سادگي و كودكي است .

چهره اي نيست عبوس .

كودك خواهر من،

امپراتوري پر وسعت خود را هر روز،

شوكتي مي بخشد .

كودك خواهر من نام تو را مي داند

نام تو را ميخواند !

- گل قاصد آيا

با تو اين قصه خوش خواهد گفت ؟! -



باز كن پنجره را

من تو را خواهم برد

به سر رود خروشان حيات،

آب اين رود به سر چشمه نمي گردد باز؛

بهتر آنست كه غفلت نكنيم از آغاز .

باز كن پنجره را ! -

- صبح دميد ! .

inam baraye to aziz ke delet baraye mosaddegh tange!

الیزه گفت...

کدوم مردم آزار خری هی تو رو پینگ می کنه؟!

صورتکِ خیالی گفت...

منو باش که باهزار ذوق وشوق آمدم اینجا که شاید دلت برام تنگ شده !