پنجشنبه، شهریور ۲۹، ۱۳۸۶

حوا می شوم
جنین وار در بطن تو
به صبح سلام می کنم
دنبال ماه می گردم
باز نیست
کتاب سبز را می بینم
بی آنکه نگاه کنم
حال ما خوب است صاحب کتاب

و زنی در آینه پیداست ...

۱ نظر:

ناشناس گفت...

حوا دستش نمی رسید
آدم همه ی سیب ها را چید