پنجشنبه جمعه درگیر این پروژه بودم و درست همون موقعی که 5 دقیقه مونده بود همه کار تموم شه ، زد و برقها رفت (یعنی اکانت پنچر شد) و هنوز که هنوزه به دلیل پاره ای مشکلات پروژ به پایان نرسیده !! (وقتی تموم شد حرفها دارم درباره اش)
این دو سه روزه هم که یه جورایی همه چیز تعطیل بود از جمله وبلاگ نویسی و وبلاگ خونی و چک میل و ...
همین الان ِ الان یه وبلاگ توپ پیدا کردم ، حیف نمی تونم معرفیش کنم چون نوشته بود : «چقدر خوبه فقط دو نفر می دونن آدم وبلاگ داره» D: D: D: D: عزیزم الان دیگه سه نفر !!! تا لو ندادمت حق سکوت ما رو رد کن بیاد !!!!!!!
دیروز یه اتفاقی افتاد که من از وجدان درد خفه شدم و کلی پی بردم که آدم چقدر می تونه پست باشه ، خیلی وقت بود از خودم بدم نیومده بود ...
دیگه اینکه روز عید یه پسر بچه دیدم با کاپشن سبز که بادبادکش رو روی زمین می کشید ، تضاد وحشتناکی بود بادبادک بیچاره عوض اینکه تو ابرا باشه به جای ماشین کنترلی رو زمین کشیده می شد !
وای خدا باز شروع شد سیل میل های ویروسی ، کم شدن سرعت کامپیوتر ، هنگ های متعدد و این McAfee مسخره .
دیگه چی می خواستم بگم ؟ آهان : انگار تو آب و آیینه یه خبرهایی شده نمی دونم والله آب اومده پیش آیینه ... آیینه رفته کنار آب ، کلی هم خوشگل شده اصلا انگار این هفته هفته ی خوشگل کردن وبلاگهاست !!
رفتید آب و آیینه ؟ اِ خب برید دیگه !!!!!!
وااااااااای مهمترین چیز یادم رفت : The game ایرانی هم تموم شد !!!!!! دیگه هر شب ساعت 7 نمی تونم تپلم رو ببینم :((
یه چیز دیگه هم یادم اومد : کنکوری های عزیز و جیگر طلا دفترچه ی آزمون سراسری فراموشی نشود !
گفتم این هفته هفته ی خوشگل کردن وبلاگهاستها اینم ایمان معمایی !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر