جمعه، تیر ۰۱، ۱۳۸۶

خب ! حالا می رسیم سر بحث شیرین ِ "در دوران فرجه به ما چه گذشت؟"
در دوران فرجه ما هی نشستیم به الواطی و خودمان را باد زدیم. چند روز رفتیم سر کار، کلی خوش گذراندیم در محیط کار. چند روز میگرن معده مان بروز کرد و نشستیم در خانه به خودمان پیچیدیم، چند روز دچار سندروم بی حوصلگی شدیم و هی فیلم دیدیم و حال کردیم و تفریح کردیم و اینها! یک روز نشستیم این ترجمه انفرادی مان را که این همه غرش را می زدیم بالاخره تمام کردیم. بعدش یکهو یادمان افتاد که خاک بر سرمان شد یک عالم درس سخت سخت داریم و طرفش هم نرفتیم.
بعد انگار ما را زدند روی دور ِ تند و استرس گرفتیم. البته این نوع استرس از آن نوع بی بخارش است که نتیجه ای ندارد و آدم را به کاری وادار نمی کند! الان هم که یکی دو روز است مریض هستیم، از آن دل دردها که بچه مدرسه ای ها می گیرند تا به مدرسه نروند! و خلاصه دست و دلمان به درس نمی رود. با مامانمان می رویم گردش و کارهای داوطلبانه می کنیم. همش هم آنلاینیم. اصلا این تکنولوژی باعث افت تحصیلی نونهالان باغ امید می شود !
توجه خودم را به توالی امتحانات این هفته و امتحان خفن آن هفته جلب می کنم.

اطلاعیه: یک نفر موجودی که ما هی این روزها خوابش را می بینیم و بی ربط یادش می افتیم، داوطلبانه بیاید بگوید حالش چطور است و چه خبر شده؟ ما که عمرا خودمان طرفش نمی رویم!

۸ نظر:

ناشناس گفت...

mana man ejghe in neveshtehatam!:)) baz khoobe nokate mosbat ham dashti man na dars mikhoonam va film mibinam na... aslan kaarii nemikonam!

ناشناس گفت...

اون نفري كه داري خوابش رو مي بيني احتمالا در معرض خطر ِ‌مرگه!:))

ناشناس گفت...

با من بودی ینی ؟! به خودم می گفتی خب , وبلاگ بازی نمی خواس که :دی

ناشناس گفت...

اوصولا اين فرجه زمان خوبيه براي كارهاي نكرده و عقب افتاده .
ولي دست به دعا ميشيم كه خوب بدي امتحانات رو خانمي.

ناشناس گفت...

pas dorane forje khubi bude dar har hal!
hata ba hamin emtahan haye kazaieash!

ناشناس گفت...

دعا می کنم ختم به خیر بشه امتحاناتت

ناشناس گفت...

تموم نشد اين امتحانات ؟؟

ناشناس گفت...

هنوز درگیر امتحانات هستید...
این میگرن معده ای دیگر چه دردی است؟

:)
امید وارم از پس امتحانات بر آیید