دلم میخواد فکر کنم که همه چیز یک شبه و با یک انتخابات رو به راه میشود. فکر کنم که میر حسین همانی است که باید باشد، چه میدانم مثلا اوبامای ایران است! دلم میخواهد فکر کنم که میر حسین میآید و گشتهای ارشاد جمع میشوند، فضای سیاسی و اجتماعی باز میشود، همه روزنامههای بسته، باز میشوند و کتابهای ممنوع الچاپ باز منتشر میشوند، دوباره فضای فرهنگی رونق میگیرد و کتابها و موسیقیها و فیلمها میفروشند. دلم میخواهد فکر کنم که وضعیت اقتصادی بهتر میشود، یا حداقل چهار نفر که اقتصاد میدانند درباره وضعیت اقتصاد مملکت تئوری میدهند، دلم میخواهد فکر کنم که حضور زهرا رهنورد در این عرصه باعث میشود وضعیت حقوق زنان بهبود پیدا کند. این همه تقی به توقی فعالان زنان را دستگیر نکنند وسط عید دیدنی! دلم میخواهد لوایح ِ مهربانتر به مجلس برود. چهارتا حقی که چندین سال است در چهارچوب ارزشها (!) خواستارش هستیم بهمان داده شود. همین ارث و شهادت و طلاق و حضانت را میگویم. دلم میخواهد دست از این کینهتوزی برداریم، به جای بورکینا فاسو و سومالی ِ معروف نیما دهقانی با قدرتهای جهان به توافقکی برسیم که اقلا این تحریمهای تحقیر کننده دست از سرمان بردارد. آخ که چه چیزها دلم میخواهد ...
2 نظرات:
قضیه اینجاست که انکسی که باید این موارد را تغییر بدهد به این راحتی ها تعویض نمیشود.
حالا میرحسین با اوباما فرقی نمیکند.
آخ مانا گفتی!منم دلم می خواد! ولی من به میر حسین امیدوارم.حداقل زنش در الزهرا حرفهاشو ثابت کرده.
ارسال يک نظر