مثل همان فصل اول قصههای خوب که وقتی به فصل دوم میرسند انگار ورقی نو در کار است. انگار دورهای تکرار نشدنی تمام شده باشد و دیگر برنگردد. ترس ِ از بریدن ِ آنچه ادامه دادنی است. ترس از ترک کردن و بر جای گذاشتن که یقین داری وقتی بر میگردی دیگر هیچ چیز مثل این لحظه نخواهد بود. ترس ِ از پشیمانی ِ ترک کردن. جا گذاشتن این روزها و ادامه دادنشان جایی دیگر.
چهارشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۸
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۱ نظر:
چی می شه گفت مانا.
ارسال یک نظر